سفارش تبلیغ
صبا

نغمه ی عاشقی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

قدر جوانی خود را بدانیم

فرصت هایی که به دست می آیند،معمولا زود گذر هستندو اگر آنها را در نقطه ی قاابل قبولی تثبیت نکنیم برای همیشه افسوس شان را می خوریمکه از آن جمله اند:

1-زیبایی 2-سلامتی 3-امنیت 4-مال ومقام

متاسفانه انسان به دلیل ویژگی ذاتی "نسیان"در بعضی از مواقع از نعمت های زود گذرش قافل می ماند وآنچنان وآنچنان سر مست وجود موجود است که به وضعیت حتمی موموعود نمی اندیشد.برای مثال می توان از چهار طائفه زیر نام برد که در مجموع به سرعت مشهور می شوند

وخیلی سریع تر از آن هم از اسب شهرت سقوط می کنند.این چهار گروه عبارتند از:الف-قهرمانان ب0هنرپیشگان ج0سیاستمداران د-جوانان.توضیع آنکه طول عمر قهرمانی به طور متوسط 10سال است(چیزی بین 20تا30سالگی)حال اگر قهرمان بتوانداز فرصت استفاده کرده ومحبوبیتش را جاودانه کند(مثل پوریای ولی یا شادروان تختی)"فبها"وگرنه"نبها".طول عمر مفید هنر پیشگی وسیاستمداری هم همین طور است که گاهی بسیار کوتاه تر از ده سال می باشد واما در ارتباط با جوانی که از 20سالگی شروع میشودوحداکثرتا40سالگی ادامه می یابد.اگر جوانی خودش رابسازد که چه بهتر وگرنه باید هزینه اش رابپردازدکه چه بدتر.

 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:48 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

سلام

سلام وخسته نباشید به تمام دانشجویان عزیز وگرامی وشاد .البته خسته نباشید ویژه به دانشجویان دانشگاه پیام نور بخصوص دانشجویان دانشگاه پیام نور کردکوی،ازصمیم قلب امیدوارم موفق باشید.

هروقت دلت گرفت برو بالای کوه بلندوفریاد بزن :هنوز امیدی هست؟صدایی میشنوی که میگوید:هست،هست،هست...

زندگی تفسیر سه کلمه است...خندیدن،بخشیدن وفراموش کردن...پس بخند،ببخش وفراموش کن.


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:46 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

زمان ظهور

 على(علیه السلام) در حکمت دیگرى مى فرماید:

«فاذا کان ذلک ضرب یعسوب الدین بذنبه، فیجتمعون الیه کما یجتمع قزع الخریف»([1] [22] ).

«آن گاه که شرایط فراهم شود، رهبر جهانى خیمه دین را به پا مى دارد، و در این موقع مؤمنان به سرعتِ ابرهاى پاییزى به دور او جمع مى شوند».

این حجّت خائف که ناشناخته مانده، تا کى خائف و بى قرار و مضطرب و مترقّب است؟ حجاب و ظلمت جهل و ستم، چه هنگام درهم پیچیده مى شود؟ انسان ها تا کى سرگردان خواهند ماند؟ و این صبح کى ظاهر خواهد شد؟

آن گاه که مشیّت حق بر این امر تعلّق گیرد. آن گاه که دنیا چون شتر بچه دار تندخو به سوى فرزندش بازگردد و توده ها یا با ظلم فراگیر، و یا با معرفت و عقل و فهم متزاید، از وضع موجود ناراضى و از عالم محسوس دلتنگ و به دنبال وضع مطلوب و گرایش به غیب باشند، آن هنگام که این شرایط فراهم شود، و دل ها دروازه هایشان را بر حجّت غائب بگشایند، آن گاه امام و سلطان و پیشواى دین ظاهر و مستقر ومشهور مى شود و خیمه دین را به پا مى دارد و پرچم توحید را به اهتزاز درمى آورد، مانند ملکه زنبورانى که بعد از مدّتها سیر و جا به جایى با دیدن جاى مناسب در آن جا مستقر مى شود.

  

 



 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:43 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

برخورد مردم هنگام ظهور

  مردمى که همه گونه نظامها را تجربه کرده اند، و پادشاهان و رهبران گوناگون را مشاهده کرده و شاهد دوشیدن خود توسط آنها بوده اند، و دیده اند که آن ها در اوج آزادى خواهى و امانیسم و انسان مدارى، چگونه خون آدم ها را مکیده اند و با جسد آن ها قصرهاى افسانه اى را بالا برده اند. آن ها ناظر بن بست مکتب ها و ایسم ها و ایدئولوژى هایى بوده اند که انسان را در حصار دنیا حبس کرده بود([1] [23] ).

انسان هایى که با رنگ باختن همه ایسم ها به خود آمده و به این باور رسیده اند که دنیا با همه گستردگى اش براى وجود گسترده تر آن ها کم است، و عالم حس و شهود، وجود سرشار آدمى را پر نمى کند، و نسخه هاى مدّعیان رهایى و نجات، دیگر شفا و درمان را به ارمغان نمى آورد. آن ها شاهد پایان تاریخى هستند که بشر آن را ترسیم کرده که یا به کمونیسم ختم مى شود و یا به دمکراسى ایده آل غرب که آرزوى بشر امروزى است، و این چیزى ماوراى کمون ثانویه و لیبرالیزم غربى نیست.

و این پایان، آغاز بن بست و تحیّر آدمى است. زیرا آن ها مى خواهند منزل دنیا را به مقصد انسان بدل کنند، و از مقصد واقعى آدمى چشم بپوشند، این است که جواب گوى نیازهاى آدمى نخواهند بود، و تنها با تنوع یا سرکوب او را از حرکت باز مى دارند و این فشارها بر انسان، انفجارى را به دنبال دارد، و آدم ها در آینده، چون ابرهاى پراکنده پاییزى که به سرعت در یک نقطه جمع مى شوند، در اطراف امام و هادى و منجى واقعى خود جمع مى شوند([2] [24] ).

 



 

 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:42 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

جهان در آستانه ظهور

 در جهانى که انسان ها با هواهاى خود نشانه هاى هدایت را تیره کرده اند و قرآن را اسیر آراى خود نموده اند، طبیعى است با وجود خواسته هاى متفاوت و اندیشه هاى متضاد و متناقض و نبود یک معیار صائب براى حل اختلافات، انتظار چیزى جز بحران و جنگ و تفرقه و تشتت نخواهد رفت، مخصوصاً در جامعه اى که با پیشرفت الکترونیک و بهره مندى از امکانات هزار برابر مخرّب، انسان به تکامل در همه ابعاد مادّى رسیده و جز به بهرهورى بیش تر و لذت زائد الوصف به چیز دیگرى نمى اندیشد.

این تکامل و توسعه همه جانبه اگر در دنیا محدود شود، و از مرز دنیا به عوالم دیگر رهنمون نشود، تبدیل به فشارى مى شود که انفجارهاى مهیبى را به دنبال خواهد داشت. هر کس در پى اسیر کردن دیگرى، و هر حکومتى در صدد چنگ زدن به دارایى هاى دیگران خواهد بود و عاقبت این مى شود که همه توانایى هاى انسانِ توسعه یافته، در برابر همدیگر قرار گیرد و نسل آدمى تهدید به نابودى شود. همان چیزى که قرآن به آن توجه مى دهد:

(وَاِذا تَوَلّى سَعى فی الاَْرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ)([1] [25] ).

«و چون ریاستى یابد کوشش مى کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد».

عاقبتِ سعى و تلاش گسترده انسانى که بر خود تکیه دارد و تنها به حیات دنیوى مى اندیشد، چیزى جز نابودى نسل هاى بشر نخواهد بود، هرچند تلاش گسترده او با نیّت خیر و خدمت به بشر، همراه باشد. این چیزى است که انسان در آخر الزمان شاهد آن خواهد بود. و این بن بست و ترافیک خواسته هاى آدمها در برابر هم، چیزى جز جنگ و درگیرى را در پى نخواهد داشت.

این سعى آدمى و تکامل یافتن همه زمینه هاى حیات او; در این عرصه محدود دنیا تا جایى پیش مى رود که شدت جنگ او را به خود مى گیرد و جنگ را در نهایت شدت به پا مى دارد. این جنگى است که خواسته یا ناخواسته همه را وادار به وارد شدن در آن مى کند. جنگى که چون درنده بیایان دهان را تا انتها باز کرده، تا همه را در کام خود فرو برد. جنگى که چون پستان شتر پر از شیر، سرشار از امکانات و ادوات است و همه طرف ها از مهمات جنگى برخوردارند. این است که همه شوق جنگ دارند و چون بچه شترى که پر بودن پستان مادر از شیر، او را سرمست کرده، این جنگِ پر از جنگ افزارها، صاحبان آن را مستانه وارد کارزار مى کند، اما از آن جا که همه طرف هاى درگیر از امکانات جنگى برخوردار هستند، پیروزى از آن هیچ کس نخواهد بود و همه در هلاکت فرو خواهند رفت.

چنانکه حضرت على(علیه السلام)در این خطبه توصیف مى نماید:

«حتى تقوم الحرب بکم على ساق، بادیاً نواجذها مملوءً اخلافها حلوا رضاعها، علقماً عاقبتها».

«تا آن گاه که جنگى سخت در میان شما درگیر شود، جنگى که چونان درنده اى دندان نماید ـ همانند حیوانى شیر ده که پستانهایش پر شیر باشد و شیرش به دهانها شیرین آید ولى در پایان به شرنگ بدل شود ـ».

آیا این بحران را پایانى است؟ آیا بابسته شدن راه هاى زمین، روزنه اى از آسمان گشوده نخواهد شد و ناله هاى آدمى در میان دود و باروت، به آسمان نخواهد رفت؟ آیا همگان نابود مى شوند و زمین از حیات خالى مى گردد؟ و آیا این شب دیجور و این ظلمت، صبحى روشن در پى ندارد؟

  

 



 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:40 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

منتظران راستین

حضرت سجاد (علیه السلام) به سه چیز توجه مى دهند: منتظران واقعى و شیعه خالص کسانى هستند که خداوند به آن ها عقول و معرفتى داده که غیبت براى آن ها به منزله حضور شده است. دنیا و حکومت هاى پر طمطراق و پر ادّعا، وجودِ سرشار آن ها را پر نکرده و در چشم آن ها ننشسته است، زیرا مى دانند همه اینها براى آدم ها فتنه اى بیش نیستند، و مى خواهند دل و دماغ آدمى را بربایند و او را مسخ کنند وبه این باور رسیده اند که تنها کسى مى تواند خیرخواه انسان باشد، که طمعى در او نداشته باشد و بر ارزش او واقف باشد، و او همان حجّت خائف مغمورى است که با تسلیم شدن دنیا و روى آوردن انسان ها ظهور مى کند. او هنگامى که تجربه حجّت هاى دیگر در امّت هاى گذشته و امّت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)تکرار نشود و دنیا و مردم به او پشت نکنند، پذیراى دعوت شده و از پرده غیبت برون خواهد شد.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) بعد از این که از این واقعیّت تاریخى خبر مى دهد و نوید صبحى را مى دهد که انسان ها به آغوش ولىّ و امام خود برمى گردند، به وعده قطعى خداوند در قرآن اشاره مى کند و این آیه را تلاوت مى نماید:

(وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ)([1] [20] ).

«و خواستیم بر کسانى که در زمین فرودست شده بودند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان ]مردم[ گردانیم، و ایشان را وارث ]زمین[ کنیم».

سنت و مشیّت خداوند بر این است که کسانى را که بر آن ها جفا شده و حق آن ها به یغما رفته و سرمایه هاى آن ها غارت شده، به حکومت برساند، یعنى کسانى که دنیاداران در پى نابودى آن ها بوده و دزدان شب نور افشانى آن ها را مزاحم مى دانستند و به خاموشى و شکستن آن ها کمر همت بستند، وارثان زمین خواهند شد، همین جماعتى که دنیا بر آن ها چموشى کرد و خود را زیر چتر نااهلان برد، و بر آن ها طغیان کرد و آن ها را مضطرب و خائف و منتظر گرداند.

          خداوند بر این گروه با این ویژگى ها ـ پیروزى در امتحان الهى و کوچکى دنیا در چشم ایشان ـ که داعیان دین حق اند، نعمت بزرگى ارزانى داشت، و آن ها را اولیا و پیشوایان زمین گرداند، و دنیا را در اختیار آن ها قرار داد. آن ها وارثین به حقّ هستند، که دیگر کسى سرمایه آن ها را به ستم نخواهد گرفت.

لکل اناس دولة یرقبونها***و دولتنا فى آخر الدهر تظهر([2] [21] )

هر گروهى را دولتى است که انتظار آن را مى کشند، و دولت ما در آخر زمان ظاهر مى شود.

 

 



 

 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:39 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

مهدى(علیه السلام) و قرآن

  در چنین جامعه اى و چنین شرایطى، پر واضح است که با ظهور مهدى(علیه السلام)قرآن ترجمان خود را باز مى یابد، و جایگاه خود را باز مى ستاند، آرا و اندیشه ها بر قرآن عرضه مى شود و قرآن آن ها را اصلاح و ارزیابى مى کند. قرآن به تطهیر و پالایش اندیشه ها مى پردازد و از مهجور بودن خلاصى مى یابد، و از اسارت اندیشه ها آزاد مى شود.

انسان توسط چنین امامى بر اساس قرآن هدایت مى یابد، و حرکت در سرگردانى و گمراهى او، به طواف بر محور قرآن تبدیل مى شود. او بر اساس توانایى ها و استعدادهایش از هدایت برخوردار مى شود. و حضرت نشان مى دهد که چگونه همین قرآن مهجور، به معضلات انسان آخر الزمان پاسخ مى گوید؟ و چگونه همه دردها و بحران هاى روانى و اجتماعى را شفا مى دهد و درمان مى کند؟

قرآنى که حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) بر «تنزیل» آن و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)بر «تأویل» آن جنگید، حضرت حجّت بر سلطه و سیطره اش خواهد جنگید، تا حقیقت آن بسط یابد و محتوایش اجرا گردد.

«و یعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى».

«آراء و اندیشه ها را تابع قرآن گرداند در روزگارى که قرآن را تابع آراء و اندیشه هاى خود ساخته باشند».

  

 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:38 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

    اوصاف مهدى‏علیه السلام

 در دسته‏اى از روایات على بن ابیطالب‏علیه السلام به اوصاف و ویژگى‏هاى روحى و اخلاقى امام زمان‏علیه السلام پرداخته مى‏شود که از جمله آنهاست:

 - ...ثم رجع الى صفة المهدى‏علیه السلام فقال: اوسعکم کهفا و اکثرکم علما و اوصلکم رحما، اللهم فاجعل بیعته خروجا من الغمّة و اجمع به شمل الامة...[1] [17]

 حضرت على‏علیه السلام در ادامه یکى از سخنانشان به تبیین صفات حضرت مهدى‏علیه السلام پرداخته، فرمودند: آستانه او در پناه دهى به بى پناهان از همه آستانه‏ها وسیع‏تر، و علم و دانش آن حضرت از همه زیادتر است و از همه مردم بیشتر به صله ارحام و پیوند با خویشاوندان توجه مى‏نماید. پروردگارا! بیعت او را پایان بخش همه اندوه‏ها قرار بده و تفرّق و پراکندگى امت اسلامى را به دست با کفایت آن حضرت به یگانگى مبدّل فرما...

 - ...عن اصبغ بن نباته قال: سمعت امیرالمؤمنین‏علیه السلام یقول: صاحب هذا الامر الشریدُ الطریدُ الفرید الوحید.[2] [18]

 اصبغ بن نباته مى‏گوید: شنیدم که امیرالمؤمنین‏علیه السلام مى‏فرمود: صاحب الامر (مهدى‏علیه السلام) کسى است که در سرزمین‏هاى دور دست ساکن مى‏شود و از میان مردم کناره مى‏گیرد و به تنهایى زندگى مى‏کند.

   

 



 

 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:36 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

  نام مبارک مهدى‏علیه السلام

در مجموعه سخنان حضرت على‏علیه السلام با روش‏هاى مختلفى از نام مبارک امام زمان‏علیه السلام یاد مى‏شود. در یک مورد تصریح به نام آن حضرت غیر جایز دانسته شده است. در مورد دیگر از آن با اشاره سخن به میان مى‏آید و بالاخره در مورد دیگر به صراحت نام مخصوص بیان مى‏شود.

 - ...عن جابر بن یزید الجعفى قال: سمعت ابا جعفرعلیه السلام یقول: سأل عمر امیرالمؤمنین‏علیه السلام عن المهدىّ فقال: یا ابن ابى طالب اخبرنى عن المهدىّ ما اسمُهُ؟ قال‏علیه السلام : امّا اسمُهُ فلا، انّ حبیبى و خلیلى عَهِدَ اِلىَّ ان لا اُحدِّث باسمِهِ حتّى یبعثه اللَّه عزّوجلّ و هو ممّا استودع اللَّه عزّوجلّ رسوله فى  علمه. [1][12]

 جابربن یزید جعفى مى‏گوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که مى‏فرمود: روزى عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین‏علیه السلام گفت: اى پسر ابوطالب! نام مهدى چیست؟ آنرا براى من بیان کن.

 على‏علیه السلام فرمود: اسم اورا نمى‏گویم، چون حبیب و خلیل من )رسول اکرم ‏صلى الله علیه و آله ( با من عهد کرده است اسم او را براى کسى بیان نکنم تا اینکه خداوند وى را مبعوث و ظاهر گرداند و این از امورى است که خداوند عزّوجلّ علم آن را نزد پیامبرش امانت و ودیعه نهاده است.

 - ...عن على بن ابیطالب‏علیه السلام قال: المهدىُّ مولِدُهُ بالمدینة من اهل بیت النبىُّ اسمُهُ اسم نبىٍّ...[2] [13]

 على بن ابیطالب‏علیه السلام فرمودند: مهدى در مدینه به دنیا مى‏آید. او از اهل بیت پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه و آله است. و هم اسم با یکى از پیامبران است...

 در یکى از اشعار منسوب به حضرت على‏علیه السلام در این باره آمده است:

فثم یقوم القائم الحق منکم                و بالحق   یاتیکم و بالحق ّ یعمل

سمىُّ   نبى ّ اللّه نفسى فدائه                 فلا تخذلوه یا بنىّ و عجّلوا [3][14]

 سپس آن قیام کننده بر حق، از میان شما قیام خواهد کرد. او حق را خواهد آورد و به آن عمل خواهد کرد.

 جانم فداى او که همنام رسول خداصلى الله علیه و آله است. اى فرزندان من! به یارى او بشتابید، مبادا او را بى یار و یاور رها سازید.

  - عن على‏علیه السلام قال: اسم المهدىُّ  محمد [4][15]

 حضرت على‏علیه السلام فرمود: اسم حضرت مهدى‏علیه السلام محمد است.

 

     سیماى مهدى‏علیه السلام

  به خصوصیات جسمانى و ویژگیهاى بدنى حضرت مهدى‏علیه السلام در بخشى از روایات حضرت على‏علیه السلام اشاره مى‏شود. در یکى از این روایات بطور کلى این ویژگیها بیان شده تا آنجا که مى‏فرماید آن حضرت در خلقت خود شبیه پیامبراکرم ‏صلى الله علیه و آله است، اما در تعدادى دیگر از روایات به توصیف خصوصیات چهره واعضاء بدن امام زمان‏علیه السلام مى‏پردازد.

 حضرت على‏علیه السلام در توصیف ویژگیهاى جسمى مهدى‏علیه السلام فرمودند:

 - ...فقال‏علیه السلام : رجلٌ اجلى الجبین، اقنى الأنف، ضخم البطن، اذیل الفخذین، ابلج الثنایا، بفخذه الیمنى شامة. [5][16]

 او مردى است که پیشانى‏اش گشاد و درخشان است، بینى او خوش تراش و شکمش نسبتا بزرگ و رانهایش عریض مى‏باشد. دندان‏هاى سفید و درخشان دارد، و در ران سمت راست او علامتى هست.

   

   


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:35 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]

زمان غربت مهدى(علیه السلام)

تا وقتى اسلام و حکمت غریب هستند و ناشناخته مانده اند، و جامعه به آن ها پشت کرده، اسلام و دین را از صحنه حیات جمعى به زوایاى زندگى فردى رانده اند و به جاى آن عقلانیت جمعى را نشانده اند، و حیات دنیوى را برگزیده اند، دین و امام غریب خواهند ماند. وقتى به جاى حکمت، علم را نشانده اند، و به جاى دین محورى، عقلانیت و انسان مدارى را یدک مى کشند، اسلام و حکمت و صاحب اسلام و حکمت، غریب خواهند بود و ناشناخته خواهند ماند.

«فهو مغترب اذا اغترب الاسلام».

«او غریب است هنگامى که اسلام غریب شود».

و این همان کلام حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) است که فرمود:

«بدأ الاسلام غریباً و سیعود غریباً و طوبى للغرباء»([1] [23] )

«اسلام با تنهایى و غربت شروع شد و به زودى غریب مى گردد. پس خوشا به حال غریبان».

اسلام ـ در عصر جاهلیت ـ با غربت آغاز شد، سپس به تدریج نور حکمت دین، دیوارهاى مخوف ظلمت را کنار زد، و دین فراگیر شد. امّا پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)خبر مى دهد که آن غربت دوباره باز خواهد گشت وآن جاهلیت سایه خواهد گسترد و دیدیم که نقشه هاى شوم بنیان گذاران سقیفه چگونه غربت دین و صاحب آن را در طول زمان به ارث آورد و چگونه ظلمت فراگیر شد. خوشا به حال آنان که ظلمت بر آن ها غالب نیامده، از دقیانوس دهر به کهف ولایت پناه آورده اند و غریبانه دین خود را حفظ کرده اند.

از حضرت سؤال مى شود: غریبان چه کسانى هستند؟

حضرت مى فرماید:

«الذین یحیون ما امات الناس من سنّتی»([2] [24] )

«آن ها کسانى هستند که آن چه را مردم از حکمت و سنت من میرانده اند، زنده مى گردانند».

 

مهدى بقیة الله

وقتى مهدى(علیه السلام) لباس حکومت را بر تن بپوشد و انسان ها به حکمت و دین بازگردند و آن دو از عزلت به در آیند، حضرت ظهور مى کند و دعوتش را اعلام مى نماید، آن گاه با یاران خاصّش، که در روایات به عدد اصحاب طالوت (313) نفر معین شده اند، حرکت و انقلاب را شروع مى کنند و در زمین متمکّن و مستقر مى شوند.

خداوند با استقرار مهدى(علیه السلام) و ظهور او، تنها باقى مانده و یادگار رسولان و انبیاء و ائمّه(علیهم السلام) پایان تاریخ را رقم مى زند و او به عنوان آخرین نماینده خداوند در عالم هستى، جهان را جلوه تمام نماى عدالت و حکمت و عزت حق مى گرداند. خداوند انسان را با اوّلین حجّت ـ حضرت آدم(علیه السلام) ـ آورد، و با آخرین حجّت ـ حضرت مهدى(علیه السلام) ـ مى بَرَد.

«بقیة من بقایا حججه، خلیفة من خلائف انبیائه».

«او باقیمانده حجّتهاى خدا و خلیفه اى از خلفاى پیامبران است»

امید است از حضرت على(علیه السلام)حکمت بیاموزیم، و دین و ولىّ خدا را با احیاى سنت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم)یاور و همراه شویم و مشمول «طوبى للغرباء» گردیم!

 



 

 


[ پنج شنبه 89/5/7 ] [ 11:32 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 29
بازدید دیروز: 116
کل بازدیدها: 544986