نغمه ی عاشقی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

برترى علم بر ثروت   

علم، آدمى را نگه دار است، زیرا به او وسعت دید مى دهد، تا راه را از چاه بشناسد. آدمى با نور علم منافع و مضار، خوب و بد و خیر و شر خود را مى شناسد و سالم مى ماند. امّا ثروت، بارى است بر دوش که باید به نگه دارى آن مشغول و از خود غافل شد.

مال با توزیع کم مى شود و با از بین رفتن، آثارش نیز زائل مى شود، و ثمره اش با خشک شدن درخت آن، پلاسیده شده، نابود مى گردد. امّا علم با نشر و اشاعه نموّ پیدا مى کند و پالایش مى شود و بقا مى یابد.

شناختِ فضیلت علم روشى پسندیده است که به بار خواهد نشست، و ثمراتى را براى متعلم در پى خواهد داشت. این روش، در حیات عالِم، اطاعت او را به دنبال دارد، و بعد از مرگ از او به نیکى یاد خواهد شد.

علم حاکم است و فرمان روا که در هر رابطه اى، ضابطه اى را ارائه مى دهد، و بایدها و نبایدها از آن نشأت مى گیرد.

حضرت با بیان این حکمت و با آموزش مرحله به مرحله، کمیل را آماده مى سازد تا حقیقتى را که جامعه پشت سر انداخته و با آن به خصومت برخاسته، جلو روى خود قرار دهد.

  سرانجام عالِم و سرمایه دار 

در این مرحله على(علیه السلام) از عاقبت عالِم و صاحب مال سخن مى گوید. کسانى که به دنیاگراییده اند و به جمع آن پرداخته اند، همچون کرم ابریشمى هستند که به دور خود مى تند، و همه راه ها را بر روى خود مى بندد. او در حیاتش مرده است، زیرا مردن را انتخاب کرده است، ولى عالِمى که دانش را برگزیده، از آن رو که علم همیشه باقى است، زنده است. کسى که دانش را انتخاب کرده و با آن مأنوس است، حیات ابدى مى یابد، هر چند جسم او از بین رفته باشد، زیرا همیشه یاد و خاطره او در دل ها باقى است.

امروزه ما شاهدیم که چگونه امثال شیخ طوسى و خواجه نصیر و سیّد رضى زنده اند، ولى هرگز از ثروت مندان و قدرت مندان یاد و نامى نیست.

دو قرن على(علیه السلام) را سبّ کردند، و لعن او را بعد از نماز، واجب نمودند، و در محاصره سیاسى و اقتصادى قرارش دادند، ولى اکنون چه کسى زنده است؟ على(علیه السلام) یا دشمنان او؟

راستى این علم کجا است؟ و این عالم ربّانى کیست؟ این عطش کمیل را چه کسى سیراب مى کند؟ کمیل باید به چه شخصى روى آورد؟ و در برابر چه کسى زانوى طلب بر زمین زند؟

همه علوم در دریاى بى کران سینه على(علیه السلام) است. کسى که به راه هاى آسمانى آشناتر از راه هاى زمینى است. این فریاد حضرت امیر(علیه السلام) است:

«ایّها النّاس سلونی قبل ان تفقدونی فلاَنَا بطرق السماء اعلم منّی بطرق الارض»([1]  [13]   )

«اى مردم! قبل از این که مرا از دست بدهید از من سؤال نمایید، چرا که شناخت من به راه هاى آسمانى بیش تر از راه هاى زمین است».

اما چرا این وجود نامحدود، محدود مى شود؟ و این سینه مالامال از حقایق، بسته مى شود؟ چرا غواصان علم و طالبان حقیقت از این دریا آب حیات نمى نوشند؟! آیا حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نمى خواهد، یا طالبى پیدا نمى شود؟

مگر مى شود حضرت امیر(علیه السلام) نخواهد، در حالى که همه علوم به او داده شده، تا بر هدایت خلق همت گمارد و آن ها را به سبیل نجات راهبرى کند. گیرنده و طالبى نیست که از حضرت مطالبه کند، و اگر دوستدار علم باشد، در حفظ مطالب و نقل آن امین نیست.

 



 


[ دوشنبه 89/11/18 ] [ 11:25 صبح ] [ دانشجوی ریاضی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 16
بازدید دیروز: 100
کل بازدیدها: 840238